تبليغاتX
شیلات عشقه

سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 ساعت 15:25
نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  

سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 ساعت 15:25
نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  

شنبه سی ام دی 1385 ساعت 16:47
گلد فیش:

 

 

        خداحافظ

نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  

شنبه نهم دی 1385 ساعت 12:20
********
ستاره دریایی
ستاره های دریایی ماهی نیستند، بلکه از دسته بی مهرگانند. یعنی فاقد استخوان
 
می باشند. 1800 گونه ستاره دریایی وجوددارد که در همه دریاهای جهان زندگی می
 
 کنند. ستاره دریایی معمولاً پنج بازو دارد. بازوهایشان میان تهی بوده و معمولاً توسط
 
تیغه هایی که در روی آنها است، پوشانده شده اند. در سطح زیرین اغلب ستاره های
 
 دریایی پاهای لوله ای کوچک با بادکش هایی مکنده در رأس آنها وجوددارد. که از آنها
 
 
برای حرکت و چنگ زدن بر روی اشیا استفاده می کنند. اگر یک ستاره دریایی یکی از
 
 بازوهایش را از دست بدهد، بازوی دیگری در آن مکان رشد خواهدکرد. معده ستاره
 
 
دریایی در سطح زیرین است. برخی ستاره های دریایی قادرند یک صدف یا نرم تن
 
 
دیگری را به چنگ آورده و پوسته آنرا با دقت باز کنند. برخی گونه های دیگر معده شان
 
را از سمت جلو به خارج می فرستند و طعمه خود را محاصره کرده، آن را هضم می
 
کنند و سپس معده شان را به عقب می کشند.
 
 
جوجه تیغی های دریایی
جوجه تیغی های دریایی از دسته ستاره های دریایی هستند و مانند ستاره های
 
 
دریایی به پنج بخش تقسیم می شوند که این بخشها توسط تیغ هایی پوشانده شده
 
 
 
اند. در برخی گونه ها این تیغ ها سمی هستند. جوجه تیغی های دریایی پاهای لوله
 
ای کوتاه با اندام مکنده در انتهای آنها دارند که برای حرکت در اطراف از آنها استفاده
 
می کنند. معده شان در سطح زیرین بدن بوده و در نوک آن یک سوراخ دارند که از آن
 
 
برای پاک کردن زباله ها استفاده می کنند. غذای آنها رابیشتر جلبکها تشکیل می
 
دهند.

جوجه تیغی های دریایی در کف اقانوس معمولاً در سطوح سخت مانند سطوح صخره

ای و مرجانی زندگی می کنند. حدود 700 گونه از جوجه تیغی های دریایی وجود دارد.
 
 
 
 
 
گلد فیش
نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه هفتم دی 1385 ساعت 11:32
normal_wallpaper-crab.jpgnormal_wallpaper-dolphin-001.jpg

 

 

گلد فیشم

نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه سی ام آذر 1385 ساعت 11:29
گلد فیشم:

 

 

نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  

چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385 ساعت 13:11

 

 

از این عکس صدای دریا رو میشنوی؟!

 

گلد فیش همچنان

نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385 ساعت 11:28
گلد فیشم

نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه بیست و دوم مهر 1385 ساعت 16:54
گلد فیش سلام می کند:

 

 

 

 کاریکاتور دانشجویی
 

دانشجوي تازه وارد : هالوي خوش شانس

دانشجويان ساكن خوابگاه : جنگجويان كوهستا

 

 

 

 کاریکاتور دانشجویی
 

دانشجوي تازه وارد : هالوي خوش شانس

دانشجويان ساكن خوابگاه : جنگجويان كوهستان

دانشجویان پرسر و صدا : گروه لیان شان پو

دانشجوي پزشكي : به خاطر يك مشت دلار

خانواده دانشجويان : بينوايان

دانشجوي مدل رپي : الو، الو، من جوجوام

انتخاب درس افتاده : زخم كهنه

اولين امتحان : جدال با سرنوشت

مراقبين امتحان : سايه عقاب

تقلب : عمليات سري

روز دريافت كارنامه : روز واقعه

اعتراض دانشجو : بايكوت

اعتراض براي كيفيت غذا : مي خواهم زنده بمانم

دانشجوي اخراجي : مردي كه به زانو در آمد

آينده تحصيل كرده : دست فروش

رئيس دانشگاه : مرد نامرئی

ابگاه : كاراگاه گجت

ادامه تحصيل تا دكترا : ديدار در استانبول

 
ن

دانشجویان پرسر و صدا : گروه لیان شان پو

دانشجوي پزشكي : به خاطر يك مشت دلار

خانواده دانشجويان : بينوايان

 

دانشجوي مدل رپي : الو، الو، من جوجوام

انتخاب درس افتاده : زخم كهنه

اولين امتحان : جدال با سرنوشت

مراقبين امتحان : سايه عقاب

تقلب : عمليات سري

روز دريافت كارنامه : روز واقعه

اعتراض دانشجو : بايكوت

اعتراض براي كيفيت غذا : مي خواهم زنده بمانم

دانشجوي اخراجي : مردي كه به زانو در آمد

آينده تحصيل كرده : دست فروش

رئيس دانشگاه : مرد نامرئی

ابگاه : كاراگاه گجت

ادامه تحصيل تا دكترا : ديدار در استانبول

نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  

سه شنبه هجدهم مهر 1385 ساعت 20:23
گلد فیش سلام می کند: اگر كوسه‌ماهی‌ها،انسان بودند کوتاه از برتولت برشت ) دختر كوچولوی مهمان‌دار كافه از آقای كوینر پرسید :"اگر كوسه ماهی‌ها انسان بودند،آن وقت نسبت به ماهی‌های كوچولو مهربان‌تر نبودند؟" او درپاسخ گفت:یقیناً،اگر كوسه‌ماهی‌ها انسان بودند برای ماهی‌های كوچك دستور ساخت انبارهای بزرگ مواد غذایی را می‌دادند. اتاقك‌هایی مستحكم، پُرازانواع واقسام خوراكی، ازگیاهی گرفته تا حیوانی. ترتیبی می‌دادند تا آب اتاقك‌ها همیشه تازه باشد و می‌كوشیدند تا تدابیر بهداشتی كاملاً رعایت گردد. به طورمثال اگر باله‌ی یكی ازماهی‌های كوچك جراحتی برمی‌داشت، بلافاصله زخم‌اش پانسمان می‌گردید، تا مرگش پیش از زمانی نباشد كه كوسه‌ها می‌خواهند. برا ی جلوگیری از افسردگی ماهی‌های كوچولو، هراز گاهی نیز جشن‌هایی بر پا می‌كردند.چرا كه ماهی‌های كوچولوی شاد خوشمزه‌تراز ماهی‌های چ افسرده هستند. طبیعی است كه دراین اتاقك‌های بزرگ مدرسه‌هایی نیز وجود دارد. دراین مدرسه‌ها چگونگی شنا كردن در حلقوم كوسه ها، به ماهی‌های كوچولو آموزش داده می‌شد. به طورمثال آنها به جغرافی نیاز داشتند، تا بتوانند كوسه ماهی‌های بزرگ و تنبل را پیدا كنند كه گوشه‌یی افتاده‌اند. پس‌ ازآموختن این نكته، موضوع اصلی تعلیمات اخلاقی ماهی‌های كوچك بود.آنها باید می‌آموختند كه مهم‌ترین و زیبا‌ترین لحظه برای یك ماهی كوچك لحظه‌ی قربانی شدن است. همه‌ی ماهی‌های كوچك باید به كوسه ماهی‌ها ایمان واعتقاد راسخ داشته باشند. بخصوص هنگامی‌كه وعده می‌دهند،آینده‌ای زیبا و درخشان برایشان مهیا می‌كنند . به ماهی‌های كوچولو تعلیم داده می‌شد كه چنین آینده‌ای فقط با اطاعت و فرمان برداری تضمین می‌شود واز هرگرایش پستی، چه به صورت ماتریالیستی چه ماركسیستی و حتی تمایلات خود خواهانه پرهیز كنند و هرگاه یكی ازآنها چنین ا افكاری را از خود بروز داد، بلافاصله به كوسه‌ها خبر داده شود.اگر كوسه ماهی‌ها انسان بودند، طبیعی بود كه جنگ راه می‌انداختند تا اتاقك‌ها و ماهی‌های كوچولوی كوسه ماهیهای دیگر را به تصرف خود درآورند. دراین جنگها ماهی‌های كوچولو برایشان می‌جنگیدند و می‌آموختند كه بین آنها وماهی‌های كوچولوی دیگر كوسه‌ها تفاوت فاحشی وجود دارد. ماهی‌های كوچولو می‌خواستند به آنها خبردهند كه هرچند به ظاهرلالند، اما به زبانهای مختلف سكوت می‌كنند و به‌همین دلیل امكان ندارد زبان همدیگر را بفهمند. هرماهی كوچولویی كه در جنگ شماری از ماهی‌های كوچولوی دشمن را كه به زبان دیگری ساكت بودند، می كشت نشان كوچكی از جنس خزه‌ی دریایی به سینه‌اش سنجاق می كردند و به او لقب قهرمان می‌دادند. اگر كوسه‌ها انسان بودند، طبیعی بود كه دربین‌شان هنر نیز وجود داشت. تصاویر زیبایی می‌آفریدند كه در آنها،دندانهای كوسه‌ها دررنگ‌های بسیار زیبا و حلقوم‌هایشان به‌عنوان باغهایی رویایی توصیف می‌گردید كه درآنجا می‌شد حسابی خوش گذراند. نمایش‌های ته دریا نشان می‌دادند كه چگونه ماهی‌های كوچولوی شجاع، شادمانه درحلقوم كوسه ‌ماهی‌ها شنا می‌كنند و موسیقی آنقدرزیبا بود كه سیلی ازماهی‌های كوچولو با طنین آن، جلوی گروه‌های پیشاهنگ، غرق در رویا و خیالات خوش، به حلقوم كوسه‌ها روانه می‌شدند. اگر كوسه ماهی‌ها انسان بودند، مذهب نیز نزد آنها وجود داشت. آنان یاد می‌گرفتند كه زندگی واقعی ماهی‌های كوچك، تازه درشكم كوسه‌ها آغاز می‌شود. ضمناً وقتی كوسه ماهی‌ها انسان شوند، موضوع یكسان بودن همه‌ی ماهی‌های كوچك، به مانند آنچه كه امروز است نیز پایان می‌یابد. بعضی ازآنها به مقام‌هایی می‌رسند و بالاتراز سایرین قرار می‌گیرند.آنهایی كه كمی بزرگ‌ترند حتی اجازه می‌یابند، كوچك‌ترها را تكه پاره كنند. این موضوع فقط خوشایند كوسه ماهی‌هاست، چون خود آنها بعداً اغلب لقمه‌های بزرگ‌تری برای خوردن دریافت می كنند. ماهی‌های بزرگ‌تر كه مقامی دارند برای برقرار كردن نظم در بین ماهی‌های كوچولو می‌كوشند وآموزگار، پلیس ، مهندس در ساختن اتاقك یا چیزهای دیگر می‌شوند. و خلاصه اینكه اصلاً فقط هنگامی در زیردریا فرهنگ به وجود می آید كه كوسه ماهی‌ها انسان باشند
نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه پنجم مرداد 1385 ساعت 22:56
Erorr in Your Internet Explorer !!!

Mojtaba Online

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












http://elga2r.blogfa.com
.
.
.
.

 اینو کلیک کن حالشو ببر.....http://www.riversongs.com/fun/cyber.swf

کاری از مولی

.
نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه ششم تیر 1385 ساعت 19:8

يک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند
يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد
يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند
يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگي خود باشد
يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي اصغر به او رامتين و آرش و ... بگويند
يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد
يک پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن مي نمايد
يک پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد
يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي کند
يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد
يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند
يک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 12 ماه دهانش بوي تلفن نميدهد
يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و1 متر به بالا نميپرد
يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند

يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد
يک پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند
يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد
يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 15 تا 25 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند
يک پسر خوب تا به حال مشاهده نشده

نوشته مولی

 
نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه پنجم تیر 1385 ساعت 23:24

يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ... يه كم كه درس خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون تموم ميشه حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون. همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مي بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خر ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي

 

نوشته مولی

 
نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه پنجم تیر 1385 ساعت 23:21

مشخصات یه پسر خوب

يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد
يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت 1) ارشاد اسلامي2) وزارت بهداشت3) وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و غيره باشد
يه پسر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود"مشتري گرامي دسترسي شما به اين سايت مقدور نمي باشد
يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره
يه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نميکنه بزنه تو اتاقش
يه پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون
يه پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته
يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه
يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده
يه پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:"ساعت چند" "کي مياي" "کجا" "دير نکني ي
يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه
يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند
يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد
يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد
يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد
يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند
يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود
يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند
يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود
يک پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند
يک پسر خوب بيشتر از 5 دقيقه در دستشوئي نميماند - نکته کنکوري

نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385 ساعت 17:4
 

پارک ملی خبرو پناهگاه حیات وحش روچون:

 

عنوان معادل با طبقه بندی IUCNر:  Wild Life Refuge (IV) ,National Park II

مساحت : 178153  (پارک ملی خبر 149982 ، پناهگاه حیات وحش روچون 28171 )

موقعیت جغرافیائی : 56 درجه و 29 دقیقه طول شرقی 28 درجه و 40 دقیقه عرض شمالی در شهرستان بافت

تاریخ تصویب شورای عالی محیط زیست : 3/6/1378

سیمای طبیعی :

گونه های مهم گیاهی منطقه :

کهکم، بنه، زرشک، انار شیطان ، ارس ، زیتون ، بادام کوهی ، بارهنگ ، بومادران ، زنبق وحشی ، گل ماهور و....

گونه های مهم جانوری :

جبیر ، قوچ و میش ، کل وبز ، رودک عسل خوار ، سوری ، دارکوب ، تیهو ، شکم سیاه ، هوبره ، انواع چکچک

، فلامینگو، اردک سبز ، آبچلیک ، کمرکولی ، باقرقره ، کبک و...

 

گلد فیش

نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه ششم خرداد 1385 ساعت 19:38
ميخ در ديوار ...
 
سعي كن  حتماً همه متن را تا آخرين جمله بخواني. از همه مهمتر جمله آخر است كه بايد خوانده شود!!!
 
يكي بود يكي نبود، يك بچه كوچيك بداخلاقي بود. پدرش به او يك كيسه پر از ميخ و يك چكش داد و گفت هر وقت عصباني شدي، يك ميخ به ديوار روبرو بكوب!
روز اول پسرك مجبور شد 37 ميخ به ديوار روبرو بكوبد. در روزها و هفته ها ي بعد كه پسرك توانست خلق و خوي خود را كنترل كند و كمتر عصباني شود، تعداد ميخهايي كه به ديوار كوفته بود رفته رفته كمتر شد. پسرك متوجه شد كه آسانتر آنست كه عصباني شدن خودش را كنترل كند تا آنكه ميخها را در ديوار سخت بكوبد...
بالأخره به اين ترتيب روزي رسيد كه پسرك ديگر عادت عصباني شدن را ترك كرده بود و موضوع را به پدرش يادآوري كرد. پدر به او پيشنهاد كرد كه حالا به ازاء هر روزي كه عصباني نشود، يكي از ميخهايي را كه در طول مدت گذشته به ديوار كوبيده بوده است را از ديوار بيرون بكشد!
روزها گذشت تا بالأخره يك روز پسر جوان به پدرش روكرد و گفت همه ميخها را از ديوار درآورده است. پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف ديواري كه ميخها بر روي آن كوبيده شده و سپس درآورده بود، برد. پدر رو به پسر كرد و گفت: « دستت درد نكند، كار خوبي انجام دادي ولي به سوراخهايي كه در ديوار به وجود آورده اي نگاه كن !! اين ديوار ديگر هيچوقت ديوار قبلي نخواهد بود. پسرم وقتي تو در حال عصبانيت چيزي را مي گوئي مانند ميخي است كه بر ديوار دل طرف مقابل مي كوبي. تو مي تواني چاقوئي را به شخصي بزني و آن را درآوري، مهم نيست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهي گفت معذرت مي خواهم كه آن كار را كرده ام، زخم چاقو كماكان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند...
 
 يك زخم فيزكي به همان بدي يك زخم شفاهي است. دوست ها واقعاً جواهر هاي كميابي هستند ، آنها مي توانند تو را بخندانند و تو را تشويق به دستيابي به موفقيت نمايند. آنها گوش جان به تو مي سپارند و انتظار احترام متقابل دارند و آنها هميشه مايل هستند قلبشان را به روي ما بگشايند.»
 
 
يك نسخه از اين نوشته را براي هركسي كه او را بعنوان دوست مي شناسيد بفرستيد.
شما دوست من هستيد و من به شما افتخار مي كنم.
لطفاً اگر من در گذشته در ديوار شما حفره ای ایجاد کرده ام مرا ببخشید. 
 
« پشت سرمن قدم برندار، چون ممكن است راه رو خوبي نباشم، قبل ازمن نيز قدم برندار، ممكن است من پيرو خوبي نباشم ، همراه من قدم بردار و دوست خوبي براي من باش.»
 
 
آنجلا
نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  

شنبه ششم خرداد 1385 ساعت 14:13
با نزدیک شدن ایام امتحان بسیاری دجار اضطراب می شوند  شاید خواندن این مقاله کمکی به کم کردن اضطراب شما بکند
دوستدار شما گلد فیش 

با اضطراب امتحان چه كنيم؟

شب‌هاي تا صبح

 

 دكتر محمد علي‌تقي پور
همه چيز خوب بود. تكاليفم را انجام داده بودم و از مدت‌ها قبل طبق

 

برنامه خودم را براي امتحان آماده مي‌كردم، اما مثل هميشه روز امتحان

اصلا حال خوبي نداشتم. احساس مي‌كردم دست‌هايم يخ زده، سرم

گيج مي‌رود، تمركز ندارم و دلم مثل سير و سركه مي‌جوشد! آنقدر

عصبي و آشفته بودم كه اصلا نمي‌توانستم اطلاعاتي را كه در ذهن

داشتم جمع و جور كنم و به سئوالات جواب بدهم. همان سئوالاتي كه

شب قبل به راحتي به آنها پاسخ داده بودم.

...راستش را بخواهيد تنها شما نيستيد كه چنين احساسي داريد.

خيلي از دانش آموزان و دانشجويان در لحظه امتحان وضعيتي مشابه پ

پيدا مي‌كنند. البته داشتن كمي دلشوره و اضطراب در روز امتحان و يا

 

حتي قبل از آن كاملا طبيعي و لازم است، چون همين نگراني انگيزه‌اي

مي‌شود كه فرد به سراغ كسب اطلاعات و تمرين رفته و خودش را براي

امتحان آماده كند. اما شدت اين اضطراب در بعضي‌ها آنقدر زياد است كه

اصلا نمي‌توانند امتحان بدهند. اينجاست كه ديگر پاي مشكلي به نام

اضطراب امتحان در ميان است.

چرا اين همه ترس؟!

اضطراب امتحان نوع خاصي از اضطراب است كه به آن اضطراب عملكرد

تظاهري مي‌گويند، مثلا وقتي قرار است كسي براي اولين بار در صحنه

نمايش مدرسه بازي كند، يك قطعه موسيقي بنوازد و يا در يك مصاحبه

شغلي شركت كند، ناخودآگاه دلشوره و اضطراب خاصي به سراغش

مي‌آيد. در اضطراب امتحان، فرد هر بار كه مي‌خواهد امتحان بدهد

دلشوره گرفته، عرق مي‌كند، معده درد مي‌گيرد، مي‌لرزد و ضربان قلبش

سريع مي‌شود. گاهي اين ماجرا آنقدر جدي است كه فرد حس مي‌كند

الان است كه غش كند!البته ماجراي اضطراب امتحان را از عدم تمركز در

شرايط خاص جدا كنيد. مثلا وقتي فردي عزادار است يا خانواده‌اش دچار

بحران جدي شده و يا مسائلي از اين قبيل، قطعا در سر جلسه امتحان

تمركز نداشته و نمي‌تواند نتيجه مطلوبي بگيرد.
شايد جالب باشد بدانيد محققان مركز تكامل شخصيتي و حرفه‌اي

دانشگاه ميسوري آمريكا به دو علت عمده براي اضطراب امتحان اشاره كرده‌اند. يكي اينكه فرد براي امتحان مطالعه كافي و مناسب نداشته است و در سر جلسه امتحان متوجه مي‌شود كه آمادگي لازم را ندارد و همين مسئله باعث ترس و وحشت او مي‌شود. دوم نوع نگاه افراد به موضوع است. اگر فرد منتظر اضطراب و شكست باشد، به احتمال زياد همان‌ها را هم تجربه مي‌كند. اما اگر طرز برخورد فرد با ماجرا مثبت باشد همه چيز خوب پيش مي‌رود. معمولا وقتي منتظر اتفاقي تنش‌زا و ناراحت‌كننده باشيم، اضطراب به صورت يك واكنش طبيعي بروز مي‌كند. در اين شرايط بدن تحت تاثير قرار مي‌گيرد و علائم جسمي اضطراب كه قبلا ذكر شد بروز مي‌كند. اگر آدمي باشيم كه دائم بر روي مسائل بد و ناگوار متمركز شويم، اضطراب امتحان در ما تشديد مي‌شود. مثلا اگر به خودمان بگوئيم: <اگر وسايل لازم را فراموش كرده باشم چه؟ نكند امتحان خيلي سخت باشد؟ و...> اضطراب را داوطلبانه به ذهنمان دعوت كرده‌ايم. حتي گاهي علائم جسمي اضطراب خودش مشكل ساز مي‌شود: <دستم مي‌لرزد. حتما امتحان را خراب مي‌كنم.>
در اضطراب امتحان معمولا يك حلقه معيوب هم تشكيل مي‌شود. فرد بر روي مسائل ناگوار بيشتر متمركز مي‌شود، اضطراب او تشديد مي‌شود، حال عمومي او بدتر شده و ذهنش از افكار ناراحت كننده پر مي‌شود، در نتيجه احتمال اينكه امتحان را خراب كند بيشتر مي‌شود. نكته جالب اينكه آدم‌هايي كه درمورد مسائل زياد ناراحت مي‌شوند و حساس هستند و يا بسيار ايده‌آل فكر مي‌كنند و مي‌خواهند در همه كار عالي و بي‌نقص باشند، بيشتر دچار اضطراب امتحان مي‌شوند چون حاضر نيستند اشتباهات احتمالي خود را قبول كنند.

بايد دست به كار شد
قبل از امتحان زمان بندي كنيد تا وقت براي مطالعه كافي باشد. براي اين كار از روش‌هاي مناسب استفاده كنيد: مرور دائم مطالب، تهيه خلا‌صه درس و مطالعه صحيح زودتر از زمان امتحان. تمرين را هم فراموش نكنيد. براي اينكه طرز برخوردتان با امتحان صحيح باشد خودتان را توانمند و با مهارت تصور كنيد. به امتحان با اين ديد نگاه كنيد كه انگار فرصتي پيدا كرده‌ايد تا دانسته‌هايتان را نشان دهيد. جملات مثبت انتخاب كرده و دائم با خود تكرار كنيد: <من آرام و راحت هستم و اطلاعاتم كافيست.> حتي اين جملات را حين امتحان هم تكرار كنيد. اگر در زمان امتحان به اين مشكل مبتلا شديد نااميد نشويد و دست از كار نكشيد. سعي كنيد با روشي جريان نگراني‌ها را قطع كنيد. يك ليوان آب، يك عدد شكلات يا مواردي از اين قبيل باعث مي‌شوند از آن حالت خارج شويد.براي چند ثانيه چشم‌هايتان را بسته و منظره‌اي زيبا را تصور كنيد، عضلاتتان را شل كنيد و بعد ادامه دهيد.
از استرس به نفع خودتان استفاده كنيد. استرس سيستم هشدار دهنده بدن است و نشانه‌اي است كه به شما كمك مي‌كند خودتان را براي شرايط مهم آماده كنيد. بنابراين از آن به نفع خودتان استفاده كنيد. به‌جاي اينكه با ترس، شكايت و غرغر با امتحان برخورد كنيد، فقط بگذاريد استرس شما را براي امتحان آماده‌تر كند. شما آن‌قدر توانمند هستيد كه استرس را تحت كنترل درآوريد. افكار مثبت در كنترل و مهار استرس نقش مهمي دارند.
بعضي دانش‌آموزان يا دانشجويان فكر مي‌كنند حضور در كلاس براي يادگيري و موفقيت در امتحان كافيست. اما قضيه فقط به كلاس ختم نمي‌شود. بايد روش مطالعه شما درست باشد. براي همين است كه فقط در شب امتحان درس خواندن و تا صبح بيدار ماندن هيچ فايده‌اي ندارد. بايد از قبل آماده باشيد. هر چه مطلب را كاملتر درك كرده باشيد، اعتماد به نفستان بيشتر شده و اضطرابتان كمتر مي‌شود.
فراموش نكنيد كه همه اشتباه مي‌كنند. حتي اگر فردي كمال‌گرا هستيد يا تمام تلاشتان را وقف امتحان كرده‌ايد، بايد امكان بروز اشتباه را هم در نظر بگيريد. بهتر است به اشتباهات به عنوان فرصت‌هاي يادگيري نگاه كنيد. ياد بگيريد كه شكست‌ها و اشتباهات كوچك را تحمل كنيد و از آنها درس بگيريد چون چه بخواهيد چه نخواهيد همه اشتباه مي‌كنند.
ورزش، خواب كافي و غذاي سالم و مناسب همگي باعث مي‌شوند عملكرد شما در روز امتحان بهتر باشد. درخواست كمك هيچ ايرادي ندارد.
غلبه بر اضطراب امتحان يك مهارت است و به تمرين احتياج دارد. ضمنا اين مهارت يك شبه بدست نمي‌آيد. اگر بتوانيد با آن رو برو شده و آن‌را تحت كنترل درآوريد، در كنترل تنش مهارت پيدا مي‌كنيد كه در ساير مراحل زندگي بدرد مي‌خورد. اگر مسئله آنقدر جدي است كه از امتحان دادن عاجز مي‌شويد بهتر است با يك مشاور صحبت كنيد تا با روش‌هاي مناسب مشكل را برطرف كند و بدانيد كه اين مشكل حل شدني است.


نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  

سه شنبه دوم خرداد 1385 ساعت 14:48
 گلد فیش می نویسد:
تبسم خرجي ندارد ولي چيزهاي بسياري را مي افريند.

تبسم بدون اينكه دهنده اش را فقير كند گيرنده اش را ثروتمند مي كند.

تبسم يك لحظه بيش پايدار نيست ولي گاهي خاطره اش تا ابد باقي

مي ماند.

تبسم در خانه خوشبختي ايجاد مي كند ودر تجارت حسن نيت زيرا

تبسم نشانه دوستي ورفاقت است.
 

تبسم خستگي را بر طرف وافراد را اميدوار مي كند.

تبسم اشعه افتاب براي افسردگان وبهترين پاد زهر طبيعي است براي

ناراحتي.

بنابراين:

تبسم را نه مي توان خريد ونه مي توان گدايي كرد ونه مي توان دزديد

زيرا تبسم براي كسي يك كالاي زميني نيست مگر وقتيكه عطا شود و

هيچكس  به اندازه كسي كه تبسمي براي دادن ندارد محتاج تبسم

نسيت.

پس اگر مي خواهيد مردم شما را دوست داشته باشند اين اصل را

فراموش نكنيد:

تبسم را فراموش نكنيد كه لبخند بي هزينه شما گرانبهاترين هديه

است.

نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه دوم خرداد 1385 ساعت 12:19
مدل درس خوندن آقایون: يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ... يه كم كه درس خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون تموم ميشه حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون. همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي

آنجلا

نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  

پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 ساعت 11:30
 
سلام به هواداران کاتالونی بارسلونا
قهرمانی تیم فوتبال بارسا رو در جام قهرمانان اروپا به هواداران پر شمار این تیم که میدونم خیلی تو گروه زیاده تبریک میگم
من که صدام خروسک گرفت از بس هوار زدم
اینم عکسهای اختصاصی قهرمانی بارسا
 
~>Viva Barca <~
Barca won its second European Cup. (Getty)
 
photo
 
photophoto
photophoto
photophotophoto
photo
photo
photo
photophoto
 
photophotophoto
 
ولی خداییش بازی تا پانزده دقیقه مونده به آخرش به نفع ما بود. جای لمن واقعا خالی بود تا اون ضربات الکی رو که منجر به گل شد رو بگیره
به هر حال هواذاران بارسلونا حال کنند
آنجلا
نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  

سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 ساعت 15:39
گلد فیش می نویسد:


Where love is, God is also.
 
.هر کجا محبت باشد، خدا هم هست
 
God is in your heart, yet you search for Him in the wilderness.
 
.خدا در قلب توست و تو در بیابان ها به دنبالش می گردی


The nearer the soul is to God, the less its disturbances,

since the point nearest nearest the circle is subject to the least

motion.

.هر چه روح به خدا نزدیکتر باشد، آشفتگی اش کمتر است

.زیرا نزدیک ترین نقطه به مرکز دایره، کمترین تکان را دارد

Every happening, great and small,

is a parable whereby God speak s to us,

and the art of life is to get the message.

هر اتفاقی که می افتد، چه کوچک چه بزرگ، وسیله ای است

.برای آن که خدا با ما حرف بزند و هنر زندگی دریافت این پیام هاست
 

نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 ساعت 18:44
گلد فیش می نویسد:
 
آيا ميدانيد كه .....!؟

- هيچكس نمی‌داند چرا صدای اردك‌ها اكو نمی‌شود!
 

- پشه‌كش‌ها پشه را نابود نمی‌كنند، بلكه تو را مخفی می‌كنند! آن‌ها

حس پشه‌ها را از كار می‌اندازند، بنابراين پشه‌ها نمی‌توانند بفهمند كه

تو كجایی!

- ماه در هر سال به انــدازه 1.5 اينچ از زمين دور ميشود.

- بـراي جلــوگيـري از جـوانـه زدن سـيـب زميــني كافي است درون

سبد آن يك سيب قرار دهيد.

- تا زمانيكه كه غذا با بزاق دهان مخلوط نشده باشد مزهاش احساس

نميگردد.

- چرا عمل سزارين بدين نام معروف شده است؟ ميگويند برای اولين بار

ژوليوس سزار قيصر روم به طريق سزارين بدنيا آمده است و بدين خاطر

سزارين به نام او نامگذاری شده است. البته در لاتين کلمه ايي نيز

وجود دارد بدين مضمون «سه داره» که معني «برش» ميباشد.

-  گير کردن اعصاب بين استخوانهاست باعث خواب رفتن دست و پا

ميشود

-

 آيا ميدانستيد تشخيص تخم مرغ سالم از خراب با قرار دادن آن در

کاسه ای پر از آب ميسر است، بدين صورت که اگر تخم مرغ ته نشين

شود سالم است و اگر روی آب شناور شود خراب است؟
-

 آيا ميدانستيد پنگوئن نــــــــر ميتواند ماهي را در معده خود بيش از يک

هفته بدون اينکه هضم اش کند نگه دارد و هر موقع لازم شد مقداری از آ

ن را بالا مي آورد و به بچه های خود ميدهد؟
-

 اكثر افراد در كمتر از 7 دقیقه خوابشان می‌برد!

-

  اگر تار عنکبوت به کلفتي مغز يک مداد به هم تنيده شود ميتواند

سنگيني يک هواپيمای بزرگ بوينگ را تحمل کند

- كومولونيمبوس (يك نوع ابر باران زا), ميتواند كفتي به اندازه 10 كيلومتر

داشته باشد.

- آيا ميدانستيد براي توليد هر 1000 كيلوگرم كاغذ جديد بايد 15 درخت

جنگلي قطع شود؟

- آيا ميدانستيد براي توليد هر 1000 كيلوگرم كاغذ بازيافتي فقط حدود 1500

 كيلوگرم كاغذ كهنه مورد نياز است كه با اين شيوه نزديك به 90 درصد

در مصرف آب ، بيش از 50 درصد انرژي و 75 درصد آلودگي هوا كاهش

ميابد؟

- آيا ميدانستيد كاغذ هم مثل پارچه پشت و رو دارد . روي كاغذ آن

طرفي است كه در كارخانه كاغذ سازي به طرف نمد قرار مي گيرد و

صافتر است . پشت كاغذ آن طرفي است كه در كارخانه زير كار است و ر

وي آبكش قرار ميگيرد.براي تشخيص پشت و روي كاغذ آن را برش مي

دهند ، پس از برش ، لبه الياف به سوي پشت كاغذ خم مي شوند و اگر

به كاغذ را با انگشتان لمس كنيم متوجه لبه دار بودن يك طرف آن مي

شويم. چاپ بر طرف روي كاغذ مرغوب تر خواهد بود .چاپ رنگي بر طرف

روي كاغذ نتيجه بهتري دارد

نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  

چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385 ساعت 20:28

نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 ساعت 17:36
گلد فیش می نویسد(خوشم میاد هیچکی نمی دونه من کیم و الکی ارد میدن)

پشت ماشین ها رو نگاه میکردم دیدم خیلی مطالب قشنگی نوشته تصمیم

گرفتم اون مطالب رو این جا بنویسم شاید خوشتون بیاد ( که معمولا هم

پشت ماشین های بزرگ نوشته بود ).....

۱- به حرمت اشک مادر توبه کردم

۲- یا ضامن آهو

۳- دانی که چرا راز نهان با تو نگفتم طوطی صفتی طاقت اسرار نداری

 

-۴ بوق نزن شاگردم خوابه

۵- بی تو هرگز ........با تو؟؟؟؟؟ عمرا

۶- از عشق تو ليلی.............رفتم زير تريلی

-۷ اگه ميتونی اين تابلو رو خوب بخونی يعنی فاصلت خيلی کمه فاصله رو

رعايت کن (که اینو پشت یه تریلی دیدم)

۸- دنبالم نيا اسير ميشی

۹- گشتيم نبود ......نگرد نيست

۱۰- سر پایینی برنده سر بالایی شرمنده

۱۱- اشکالی نداره منم يه روز بزرگ ميشم (پشته یه مینی بوس بود)

۱۲- غصه نخور جوجه خاور..........بزرگ ميشی بنز تک ميشی

 

۱۳- راديات عشق من از بهر تو آمد به جوش..........گر نداری باورم بنگر به

روی آمپرم

۱۴- قربان وجودت که وجودم ز وجود تو به وجود آمد مادر

۱۵- منمشتعلعشقعليمچهكنم (من مشتعل عشق عليم چه كنم)


نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 ساعت 17:12
کار گلد فیش

نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  

سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 ساعت 17:42
گلد فیش می نویسد:

Solitude can be full of blessing,

because in the silence of the inner being, one finds God.

.تنهایی سرشار از موهبت است، زیرا در سکوت درون، خدا را خواهی یافت

------------------------------------++-----------------------------------

شادابی درونی
 
يک روش هفت مرحله ای تا شادابی درون را به زندگی امروزی باز گرداند.
 
1- ایمان به خدا و اعتقاد به زندگی پس ازمرگ به زندگی انسانها هدف و معنی می دهد و حس تنهايی را از آنها دور میکند اثر اين موضوع در هنگام مشکلات و نگرانيها بيشتر است و موجب شادابی انسان می شود.
 
2- انسان نبايد ظاهر خود را با ظاهر ساير افراد مقايسه کند بلکه بايد همواره عقيده داشته باشد که دارای چهره ای دلنشين است .
 
3- احساس زیاده طلبی را سرکوب کنید . افرادی که همواره بسیار بیشتر از آن چه در اختیار دارند طلب می کنند کمتر ازافرادی که از زندگی شان توقع زیادی دارند احساس خوشحالی می کنند.
 
4- پول زیاد خوشحالی چندانی به دنبال ندارد زمانیکه انسان قادر باشد خوراک، پوشاک و مسکن خود را تامین کند دیگر هرچه بیشتر پول داشته باشد تفاوتش در زندگی کمتر          می شود.
 
5- شادابی و خوشحالی تا حدودی ژنتيکی نیز هست زیرا شخصیت هر انسان با ویژگی های ژنتيکی او در ارتباط است و همراه داشتن حس شادابی و خوشحالی نیز با نوع شخصیت در رابطه است .
 
6- میان احساس نوع دوستی و شادابی ارتباط نزدیکی برقرار است انسانهای شاداب بیشتر از سایرین در فعالیتهای داوطلبانه شرکت می کنند .
 
7- انسان نباید از افزایش سن خود احساس ناخشنودی کند . افراد پیر به اندازه افراد جوان دارای احساسات مثبت و شاداب هستند اما احساس نا خوشنودی در آنها بسیار کمتر از جوانان به وجود می آید.
 
 
با آرزوی آنکه همه جوانان دلی شاد داشته باشد.
به امید بهترینها برای همه

 

نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 ساعت 12:27
 
Albate alan dige enghad ezdevaja sakht shode ke bedone mehrie ham dokhtar midan :d
Pas pesara khoshal bashan ;)
 
عصر شکار: 20 کیلو گوشت دایناسور، 40 کیلو گوشت اژدها.
نتیجه: دایناسورها منقرض شدند
عصر کشاورزی: 24 دست تبر سنگی، 24 دست تیغه و داس جنگی.
نتیجه: افزایش قتل به دلیل دم دست بودن داس برای خانوم ها
عصر فلز: 70 ورقه مسی، 50 تا خنجر مفرغی و سرگرز آهنی.
نتیجه: افزایش شکستگی سر مردان به دلیل تماس با گرز آهنی
عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم
نتیجه: کمبود آب و جیره بندی شدن آب
عصر صنعت: 1 میلیون پول، 14 سکه طلا، یک اتومبیل و هرچی که با ص شروع میشد
نتیجه: بنا به درخواست آقایان تولید ژیان آغاز شد
عصر کامپیوتر: هم وزن عروس خانم سکه طلا!!!
نتیجه: هرچی عروس خانوم مانکن تر باشد بهتر است
نتیجه گیری کلی: بابا بگو نمیخوایم زن بهت بدیم دیگه... این کارها یعنی چی؟؟
عامل اصلی انقراض دایناسور ها==> عروس ها
عامل اصلی کشته شدن مردها==> عروس ها
عامل اصلی ناقص شدن مردها==> عروس ها
عامل اصلی کمبود آب در تابستان ها==> عروس ها
عامل اصلی افزایش ماشین های فرسوده در سطح شهر==> عروس ها
عامل اصلی افزایش چاقی و افزایش بیماری ها==> عروس
ها
این مطلب رو فقط برای سرگرمی نوشتم پس آقایون خیلی بول نگیرن
آنجلا
نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 ساعت 11:59
قدرت انديشه
 
پيرمردي تنها در مينه سوتا زندگي مي کرد . او مي خواست مزرعه سيب زميني اش راشخم بزند اما اين کار خيلي سختي بود .
تنها پسرش که مي توانست به او کمک کند در زندان بود .
پيرمرد نامه اي براي پسرش نوشت و وضعيت را براي او توضيح داد : 
پسرعزيزم من حال خوشي ندارم چون امسال نخواهم توانست سيب زميني بکارم .
من نمي خواهم اين مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت هميشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من براي کار مزرعه خيلي پير شده ام. اگر تو اينجا بودي تمام مشکلات من حل مي شد.
من مي دانم که اگر تو اينجا بودي مزرعه را براي من شخم مي زدي .
دوستدار تو پدر
پيرمرد اين تلگراف را دريافت کرد :
پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .
4 صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پليس محلي ديده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اينکه اسلحه اي پيدا کنند .
پيرمرد بهت زده نامه ديگري به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقي افتاده و مي خواهد چه کند ؟
پسرش پاسخ داد : پدر برو و سيب زميني هايت را بکار، اين بهترين کاري بود که از اينجا مي توانستم برايت انجام بدهم .
نتيجه اخلاقي :
هيچ مانعي در دنيا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصميم به انجام کاري بگيريد مي توانيد آن را انجام بدهيد .
مانع ذهن است . نه اينکه شما يا يک فرد، کجا هستيد .
***************************************
اگر قـدر ثانيـه هاي بدون بازگشت را مي دانستند و از قلـه هاي باشکوه موفقيـت چيـزي شنيده بودند،
هيـچ گاه...
براي در چالـه مانده ، چـاه را توصيـف نمي کردند...
کاری از آنجلا
نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه دهم اردیبهشت 1385 ساعت 18:56
 Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

کار آنجلا ست

نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع:  

شنبه نهم اردیبهشت 1385 ساعت 17:31
موجودي به نام زن (گلد فیش)

 

قلب زن پرتگاهي است هولناک که عمق آن را نمي توان حدس زد -
لامارتين
زن ها جنگ ها را شروع مي کنند و مردها آن ها را ادامه مي دهند - ارنست همينگوي
لبخند زن دردو موقع آسماني و فرشته مانند است . يکي هنگامي که براي
 
اولين بار با لبخند به معشوق مي گويد دوستت دارم وديگر هنگامي که براي
 
اولين بار به روي نوزادش لبخند مي زند - ويکتور هوگو
 
عقل در دست نفس چنان گرفتار است که مرد در دست زن گريز راي - سعدي
زن تنها حريفي است که پس از شکست مطالبه خسارت و غرامت ميکند -
 
ناشناس
دو زن هرگز با يکديگر دوستي و محبت نمي ورزند مگر به خاطر توطئه بر
 
عليه زن سوم - آلفونس کار
 
در آغاز هر کار مهم پاي زن وجود دارد - لامارتين
زن زشت در دنيا وجود ندارد، فقط برخي از زنان هستند که نمي توانند خود
 
را زيبا جلوه دهند - برنارد شاو
 
زن زيباترين و با ارزشترين تحوه آسماني است - ميلتون
بهتر است برده شيطان باشيد تا غلام زن - شللي
 
هر چيزي که در زندگي من يافت مي شود نتيجه همکاري و صيميت زن من ا
ست - کنفسيوس
با زني ازدواج کنيد که اگر مرد مي بود بهترين دوست شما مي شد - ناشناس
مردها را شجاعت به جلو مي راند و زنها را حسادت - برنارد شاو
من را به سوي موفقيت رهبري کرد - چارلي چاپلين
زنها ما را جستجو مي کنند که آنها را درک کنيم نه آنکه آنها را دوست بداريم - اسکار وايلد
د
ر زندگيم دو بار زانو زدم يک بار براي آفريدگارم و يک بار براي محبوبم - شللي
ي
ک زن قشنگ و نيکو صورت در نظر زيباست ، ولي يک زن خوب و نيکو
 
سيرت در قلب انسان جاي دارد ناپلئون
وقتي زني از زيبايي زن ديگر تعريف مي کند ، حتما در زشتي او شک ندارد - ويتوريو ديسکا

 


نوشته شده توسط مولی-آنجلا-گلدفیش | لینک ثابت | موضوع: